X
تبلیغات
آستان فرهنگ - جنگ واقعی اینجاست! «نمادها و نشانه ها»
جنگ واقعی اینجاست! «نمادها و نشانه ها» چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 14:33

جنگ واقعی اینجاست!

«نمادها و نشانه ها»

كلمة «نماد»، ترجمة لغت symbol از ريشة يوناني sumbolon، به­معني به‌هم‌چسباندن دو قطعة مجزا و مشتق از فعل samball (مي‌پيوندم) است و حاكي از چيزي است كه به دو قسمت شده باشد. در اصطلاح هنري، «نماد» چيزي است كه چيز ديگر را از طريق قياس يا تداعي نشان دهد؛ مانند رنگ سفيد كه معمولاً نماد «بي‌گناهي» است. در واقع یکی از ویژگی‌های ذهن بشری «قدرت تداعی معانی» است. این امر در زندگی بشر و روابط او از اهمیّت بسیار بالایی برخوردار است. به همین جهت از انواع نماد‌ها در اقسام روابط آنان با خدا، با خود، با دیگری، با طبیعت از زبان نماد استفاده شده است.

در طول تاريخ از نماد كه نوعي علامت واجد هويت بصري است، به­عنوان ابزاري براي ايجاد ارتباط استفاده شده است. نمادها نيز مثل شكل حروف و رنگ، مي­تواند واكنش­هاي حس خاصي را در ما بر انگيزد. معني نمادها بستگي به كاربرد آنها دارد. مثلاً؛ نقشي مانند صليب شكسته مربوط به دوران پيش از تاريخ به اين معني است: «همه براي يكي»، و نمايانگر قدرت و خلاقيت است. وقتي رايش سوم هيتلر از صليب شكسته به عنوان نماد هويت خود استفاده كرد مفهوم مرتبط به آن نيز تغيير پيدا كرد. نماد كبوتر صلح كه طيّ جنگ ويتنام از سوي فعّالين ضد جنگ زياد استفاده شد، تداعي­گر صلح است. نمادها مي­توانند مفاهيم منفي و مثبت داشته باشند. نمادها بسیار متنوعند؛ همانند: علائم راهنمايي و رانندگي، نشانه­هاي فرودگاه، مترو، راه­آهن، ساختمان­هاي عمومي و... . اين نمادها بدون استفاده از كلمات و جملات اطلاعات مورد نيازمان را در اختيارمان مي­گذارد.

 

اقسام نمادها:

در یك تقسیم­بندی نمادها را به چهار دسته تقسیم كرده­اند:

1- نمادهای قراردادی: مثل پرچم. 2- نماد ذاتی: مثل کعبه، ائمه(ع)، لباس روحانیت. 3- نماد متکی به رویداد و اتّفاق: مثل تربت کربلا و چفیه. 4- نماد طبیعی: مثل ستاره، نظم و زیبایی هستی.

می­توان گفت نماد چیزی است مانند یک شی، تصویر، صدا، نوشته که بیانگر یک تفکر و عقیدة خاصی هست، یعنی شکل نماد به تنهایی دارای معنی نیست، و به وسیلة تفکر و عقیده­ای که در خود دارد شناخته می­شود. مثلاً هر کس از نماد صلیب استفاده کند، یعنی می­گوید که افکار و عقاید من مسیحیت است. یا پرچم قرمز رنگ امام حسین(ع) را در نظر بگیرد، این یک نماد است و مفهوم آن این است که امام حسین(ع) ثار الله است. شمع روشن کردن در شام غریبان متفاوت از شمع روشن کردن در شب­های دیگر است، زیرا در بطن هر کدام تفکر خاصی نهفته است.

*****

هنگامي كه بين ايران به فرماندهي سورنا و سزار رومي جنگ پيش آمد، سورنا موفّق شد كه پرچم رومي‌ها را به غنيمت بگيرد. آنتونيوس؛ سردار رومي، چندين جنگ و لشگر آرايي عليه ايرانيان انجام داد تا شايد بتواند پرچم از دست رفته را باز پس گيرد. امّا از عهدة اين كار برنيامد و ناگزير شد تا به فرهاد چهارم پيشنهاد صلح بدهد و راهي براي به دست آوردن پرچم روم پيدا كند. نمونة دیگر یك واقعة تاریخی كه نشان­دهندة ارزش پرچم حتّی در گذشته­های دور بوده است؛ هنگامي كه در روزگار انوشيروان، سپهسالار ايران به يمن رسيد، براي اينكه ناگزير نشود براي عبور از دروازة شهر، پرچم را خم كند، دستور داد تا دروازه را خراب كنند.

***

استفاده از نمادها و نشانه­ها از متداول­ترین راههای گسترش فرهنگ­ها است. به­عنوان مثال اسكناس يك دلاري آمریكا، اگر سمبليك­ترين پول دنيا نباشد، حداقل يكي از اسكناس‌هايي است كه بيشترين نمادها و سمبل­ها در آن به­كار رفته است. در این اسكناس در پشت هرمی، يك بيابان وجود دارد كه اگر به جلوي آن نگاه كنيم، گياهاني در حال رشد ديده مي‌شوند. بيابان نماد آشوب در اروپا و جنگ­هاي متوالي است كه آمريكا خود را از آن بيرون كشيده و به آينده­اي درخشان مي‌انديشد. در این اسكناس دهها نماد و نشانة دیگر نیز یافت می­شود.

صلیب: صلیب یا چلیپا یكی از مقدس‌ترین نمادهای مسیحیت است. به شكل دو خط متقاطع و معمولاً عمود بر هم و نیز وسیله‌ای كمابیش به همین شكل كه سابقاً برای شكنجه و اعدام مجرمین به كار می‌رفت. صلیب در كشورهای مسیحی زینت‌بخش كلیسا و دیرهاست و كشیشان در تعلیمات خود هنگام نیایش آن را سرچشمة لایزال و نیروی سعادت‌بخش این جهان می‌دانند. به ادعای ارباب كلیساها، صلیب از روزگاران كهن و برای نخستین بار با قربانی شدن مسیح به خاطر بخشوده شدن گناهان مردم مظهر مسیحیت شده است.

صلیب شکسته: صلیب شکسته پیشینه­ای گسترده دارد. این صلیب سال­ها پیش مورد استفاده قرار می­گرفت. واژة «swastika» (یا صلیب شکسته) که از زبان سانسکریت گرفته شده، به­معنای «نیک بختی» یا «سعادت» است. تا به امروز، نمادی مقدس در هندوئیسم، بودیسم، جینیسم و اودینیسم به شمار رفته و معمولاً در خانه­ها و معابد در هندوستان و اندونزی قابل مشاهده است.

در اوائل قرن بیستم، استفاده از صلیب شکسته به­طور گسترده­ای در اروپا رواج یافت. این نماد مفاهیم متعدّدی داشت که متداول­ترین آن، خوش اقبالی و بخت یاری بود. صلیب شکسته را نمادی از «هویت آریایی» و افتخار ملّی آلمان دانسته­اند. فرضیة تبار آریایی مردم آلمان، احتمالاً یکی از دلایل عمده­ای است که حزب نازی در سال 1920 صلیب شکسته (یا صلیب قلاب شکل در زبان آلمانی) را رسماً به­عنوان نماد خود برگزید. صلیب شکسته به معروفترین نماد تصویری تبلیغات نازی­ها تبدیل شد که هم بر پرچمی که هیتلر در کتاب «نبرد من» به آن اشاره می­کند و هم بر پوسترهای انتخاباتی، بازوبندها، مدال­ها، نشان­های سازمان­های نظامی و سایر تشکیلات قرار گرفت. صلیب شکسته به­عنوان نمادی تأثیرگذار هم برانگیزندة غرور و افتخار میان آریایی­ها به­شمار می­رفت و هم عامل ترس و وحشت در یهودیان و دیگر دشمنان آلمان نازی بود.

 

ستارة داوود: ستاره داوود، مهر سلیمان، نگین سلیمان یا خاتم سلیمان شکلی مرکب از دو مثلث متساوی­الاضلاع یکی رو به بالا و دیگری رو به پایین که روی هم قرار گرفته، تشکیل شده‌است. این نشان در ادیان و عقاید مختلف، به خصوص یهودیت امروزی کاربرد دارد. ستارة داوود (ترجمه واژه به واژه در عبری: سپر داوود) نشان یهودیت، به خصوص در بین یهودیان اشکنازی است. این علامت بر روی پرچم کنونی اسرائیل غاصب نیز مشاهده می­شود. امروزه در برخی عقاید و گروههای سِرّی مانند اشراقیون و فراماسون­ها از این نشان استفاده می‌شود.

 

هلال ماه و ستاره: ‌این نماد در سطح جهان معمولاً به­عنوان نماد «اسلام» شناخته می­شود و حتّی تعدادی از کشورهای اسلامی، آن را بخشی از پرچم ملّی خود اعلام کرده­اند (از جمله ترکیه و پاکستان). این نماد از دو بخش تشکیل شده است. یک هلال ماه و یک ستاره پنج­گوشه. در دوران گسترش اسلام، نماد هلال ماه، به­عنوان علامت شهر کنستانتیپول، مرکز امپراتوری روم شرقی استفاده می­شد. وقتی که مسلمانان در 1453 این شهر را فتح کردند، علامت آن را نیز برای خود برگزیدند و تنها آن را چرخاندند تا نمایاننده یک ماه رو به افول (در نیم­کرة شمالی) باشد. بعدها این علامت به­عنوان نماد عثمانی­ها پذیرفته شد و از آنجایی که در آن دوران سلسلة عثمانی سردمدار سیاسی اسلام بود، در جهان این نماد به عنوان نماد اسلام شناخته شد. در اوائل قرن 19، یک ستاره در کنار این ماه قرار گرفت و بعد از چندی به یک ستاره دقیقاً پنچ گوش تغییر کرد. از ابتدای قرن بیستم، کشورهای اسلامی دیگری نیز این نماد را در پرچم خود قرار دادند. گفته می­شود ستارة پنج­گوشه در این نماد، به تعبیر عده ای نشان دهنده پنج رکن دین اسلام است: 1- شهادت به اینکه خدایی جز الله نیست و محمد(ص) رسول او است؛ 2- نماز؛ 3- زکات؛ 4- روزه؛ 5- حج. امّا واقعیت این است كه این نماد، ریشه در باورهای اسلامی ندارد. به همین دلیل بسیاری از مسلمانان آن را به­عنوان نماد دین خود قبول ندارند و حتّی عده­ای آن را علامتی کفرآمیز می­دانند. امروزه در مواردی (از جمله پرچم ترکیه) فاصلة ستاره با ماه بیشتر شده تا ظاهر نماد با قوانین ستاره­شناسی مطابقت داشته باشد.

 

تائیس تندیس تمدن سوزی (مجسمه آزادی): مجسمة آزادی یا تندیس آزادی (Statute Of Liberty) که نام رسمی آن Liberty Enlightening The World (آزادی روشنگر جهان) است، در سال 1886 میلادی توسط فرانسه به ایالات متحده آمریکا هدیه داده شد. این مجسمه با دست راست خود مشعلی فروزان را بالای سر خود نگه داشته و در دست چپ یک لوح سنگی را که بر روی آن با شماره­های رومی نوشته شده JULY IV MDCCLXXVI که نشانگر 4 ژوئیه 1776 میلادی تاریخ استقلال آمریکا است. مجسمة آزادی فقط یک تندیس ساده نبود، بلکه نماد اسرارآمیزی از یک جریان مخفی و مخوف بود که سال­ها بعد نبض حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی جهان را به دست گرفت. طراح اصلی این مجسمه «فردریک آگوسته بارتلدی» مجسمه­‌ساز ماسون فرانسوی بود. در ابتدا سازندگان فرانسوی آن اعلام نمودند که این مجسمه نماد «تائیس» معشوقه اسکندر است. امّا نکتة ظریفی که در این میان نادیده ماند، چیز دیگری بود که بعدها نشریه ماسون ترک آن را فاش ساخت، و آن شباهت بسیار زیاد چهرة این مجسمه با «ایسیس» اسطورة مصر باستان و الهه مورد تقدیس ماسون­ها بود. پس از انتقال این مجسمه به نیویورک آمریکایی­ها با هزینه­ای نزدیک به 200 هزار دلار پایه­ای 46 متری از جنس گرانیت برای آن ساختند تا مجسمه را بر روی آن قرار دهند. در نهایت آن پایة گرانیتی یک کپی محض از معبد سلیمان از آب در آمد، معبدی که ماسون­ها برای رسیدن به نظم نوین جهانی و تشکیل حکومت ماسونی- یهودی خویش بالاخره باید آن را بر بقایای مسجد الاقصی بنا کنند. با این تفاسیر جای تعجب هم نخواهد داشت اگر ارتفاع این ساختمان 46 متر یعنی مجموع 33+ 13 (دوعدد مورد علاقه فراماسون­ها) باشد و خود تندیس نیز دارای 168 پله به علاوه 1 نیم پله (مجموعاً 169) باشد، که بازدیدکنندگان را تا بالای برج راهنمایی کند. بارتلدی بر روی تاج این مجسمه، هفت شعاع نور قرار داد تا بیش از پیش نمادهای ماسونی این تندیس ننگ و نیرنگ را آشکار سازد. عدد هفت در کنار سمبل­های گوناگون نور، از دیر باز ستودة مصریان باستان و یهودیان و کابالیست­های مصر زده بود. همان­گونه که آن را در شمعدان هفت شاخه یهود «MENORAH»، خورشید هفت شاخة مصریان و یا هفت ستارة منقوش در آسمان معبد سلیمان دیده­اید.

***

نمادهای جنگ تحمیلی و دفاع مقدس:

به هر روی تمام این موارد از آن جهت گفته شد، تا بدانیم كه نمادها و نشانه­ها به همراه خود رمز و رازهای بسیاری دارند. بنابراین بی­جهت نیست كه در جنگ­های فرهنگی معمولاً نمادها و نشانه­ها ابتدا در لباس­ها، كیف، كفش، خودكار، فیلم، كتاب، مجله، ساختمان، مجسمه و نقاشی و ... خودنمایی می­كند. بسیاری از كارشناسان علوم اجتماعی معتقدند كه نمادها و نشانه­ها به عنوان بیرونی­ترین لایة فرهنگ در نهایت سازندة افكار و ایده­ها و ارزش­های یك ملًت خواهد بود. بنابراین در كاربرد و استفاده از «نمادها»، به­ویژه نمادهای متعلّق به سایر ملل باید دقّت نظر خاصی اعمال شود.

اگر چه «دفاع مقدس»، يكي از نمادهاي انقلاب اسلامي است، امّا جنگ تحمیلی خود نیز، سرشار از «نمادهای پاك و ماندگار» ملّت غیور ایران اسلامی گشت.

این نمادها همواره در جبهة حقّ خودنمایی كرد، البته در جبهة كفر صدامیان هم نمادهایی وجود داشت. نمادهایی كه نشان­دهندة خوی وحشی­گری رژیم بعث عراق به­شمار می­رود. به عنوان مثال نماد «سرباز جنگجو»، كه آخرین نماد رژیم صدام در طول جنگ تحمیلی با كشورمان، بود كه البته امروزه سرنگون شده است.

مجسمة این سرباز، كه در میدان جنگجویان بغداد و به سوی ایران نصب شده بود، مهم­ترین نماد جنگ رژیم بعث به شمار می­رفت.

از ديگر نماد‌هاي ايران­ستيزي عصر صدام که متأسفانه ظاهراً هنوز نیز پابر جاست، شمشير‌هاي قادسيه است. شمشيرهاي قادسيه، نام بنايي است در مرکز شهر بغداد که به دستور صدام حسين تکريتي براي نشان دادن پيروزي بر ايران ساخته شد.

این «نماد»، شامل دو دست است که از خاک بيرون آمده و شکل‌ و فرم هر دست را طراح آن از روي دستان صدام طراحي کرده که هر دست، شمشيري به شکل کمان در دست دارد که در نوک به شمشير ديگر وصل مي‌شود. اين بنا پس از طراحي توسط دو پيمانکار انگليسي و آلماني ساخته شد. به اين ترتيب، پس از ساخت این نماد، به دستور صدام، کلاه­خود پنج هزار ايراني كشته شده در جنگ تحميلي، پيرامون آن قرار دادند که در  هر يک از آنها نيز با شليک يک گلوله،‌ سوراخي در آن ايجاد کردند. برخي از کلاه­خود‌هاي ايرانيان را نيز با سيمان به جادة زير شمشير‌ها چسباندند تا به هنگام رژة سربازان عرب، همواره لگدمال شود. هم‌اکنون اين بنا در منطقه حفاظت شده بغداد (منطقه سبز) است. امروزه مسئولین فرهنگی كشورمان وظیفه دارند، تا با دیپلماسی قوی خود این «نماد» وحشی­گری رژیم بعث عراق را كه لكّة ننگی است در آن سامان، برای همیشه پاك و از بین ببرند.

امّا در دیگر سوی جنگ هشت سالة ایران و عراق چطور؟ باید اذعان داشت كه «نماد»های دفاع مقدس در كشورمان، از آن جهت كه از همان ابتدا پیوندی عمیق با لایه­های درونی فرهنگ اسلامی و ایرانی داشته، بسیار زودتر از آنكه فكرش را هم كنیم، در فرهنگ اسلامی- ایرانی این ملّت جا گرفته و حقیقتاً برای همیشه ماندگار شده است. برخی از نمادهای متعلّق به دوران دفاع مقدس كه تاریخ اسطوره شدن آنها در فواصل سال­های جنگ تحمیلی است، به این شرح می­باشد:

1- شهادت: به جرأت می­توان گفت از بزرگ­ترین نمادهای جنگ تحمیلی «شهید» و «شهادت» است.

2- گل: مضمون رویش یا پیدایش گیاه از بركت خون یا پیكر خدا - قهرمانی كه ناجوانمردانه كشته شده است. این نماد، در اسطوره‌های بسیاری از اقوام وجود دارد. (از خون جوانان وطن لاله دمیده / از ماتمِ سروِ قدشان، سرو خمیده).

3- شهید فهمیده: واقعة شهادت حسین فهمیده در ابتدای جنگ تحمیلی، یکی از زیباترین نمادهای شهید و شهادت را به فرهنگ کشورمان هدیه کرد. محمّدحسین فهمیده، یک الگوی بی­مثال در اخلاق و رفتار و شجاعت و کیاست بود. وی هنگامی که با یارانش در حلقة محاصرة تانک‌های دشمن گرفتار شده بودند، تعدادی نارنجک به کمرمی‌بندد و خود را به زیر تانک پرتاب می‌کند. متعاقب پخش خبر این واقعه توسط رادیو، امام خمینی(ره) در پیامی، چنین می‌گوید: «رهبر ما آن طفل دوازده ساله‌ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ‌تر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید». این‌گونه، نام و یاد شهید حسین فهمیده، به سرعت در سراسر کشور ایران، مطرح شد و چندی نگذشت که نام او، فارغ از چگونگی‌های تاریخی و شخصی، به نماد و مظهر نوجوانان بسیجیان شهادت‌طلب تبدیل شد. بسیاری از مدارس و کتابخانه‌ها و مراکز بسیج و ستادهای مقاومت و خیابان‌های زیادی به نام او مزیّن شدند و عکس یا تصویر او، در همه‌جا، نصب گردید. عاقبت، در سال 1375،‌ مجلس شورای اسلامی، طیّ یک مصوبة رسمی،‌ هشتم آبان ماه هر سال را روز تجلیل از شهید فهمیده و روز بسیج دانش‌آموزی نامید.

4- پنجة خونین: از همان ابتدای انقلاب بهمن 57 ، وقتی در درگیری‌های خیابانی، کسی مورد اصابت گلوله قرار می‌گرفت، مردم پنجه در خون بر زمین‌ریختة او می‌نهادند و سپس آن را به در و دیوار می‌زدند تا نقشی از واقعة شهادت را به یادگار بگذارند. به این ترتیب، نقش پنجة خونین به نماد بصری جدیدی تبدیل شد که مشاهدة آن در هر جایی برای یادکرد شهید و شهادت، کافی است. پنجة خونین در عین حال، حامل برجستة مفهوم مظلومیت شهید نیز هست، از آن ‌رو که با تندیس پنجه، بر فراز گنبد حضرت عباس(ع) و پرچم عاشورا، تطبیق می‌کند. در واقع، این نماد، به گونه‌ای اختصاصی، بیان‌گر کسی است که بی­سلاح یا بدون دست‌یازیدن به نبرد رویاروی، شهید می‌شود.

5- حجله: از دیرباز، برای مردان جوانی که زودهنگام و پیش از ازدواج، از دنیا می‌رفتند، حجله‌ای سمبولیک می‌آراستند و بر سر کوی و برزنی که او در آن سکونت داشت، می‌نهادند. این حجلة سمبولیک، به نحوی، ناکامی جوان از دست رفته را یادآور می‌شد؛ یا حتّی می‌توان گفت که آن ناکامی را جبران می‌کرد. در سال‌های جنگ، «حجله» تا حدودی و به صورت موقّت به یک نماد شهادت تبدیل شده بود؛ چه در آن دوران، اکثریت قریب به اتّفاق جوانانی که ناکام از دنیا می‌رفتند، شهدای جبهه‌ها بودند. (بیش از نیمی از شهدای جنگ تحمیلی مجرد بوده­اند.)

6- سرو: درخت سرو، نماد خدای گیاهی است. در نتیجه، تعجّبی هم ندارد که این درخت، به عنوان نماد شهادت، کاربردی وسیع و ماندگار پیدا کرده است.

7- کبوتر: کبوتر، نماد پاکی، صفا و سادگی است و در حال پرواز، نماد جان یا روح در حال عروج است. هم در دورة انقلاب و هم در هنگامة جنگ، از نماد کبوتر قرمز رنگ، یا کبوتری که قطرات خون از پیکر آن می‌چکد،‌ برای تصویرکردن نمادین عروج روح شهداء‌ استفاده می‌کردند.

8- پلاک: در دوران جنگ تحمیلی، به هر سربازی، ‌یک پلاک فلزی حاوی یک شماره می‌دادند تا بر گردن بیاویزد، تا اگر جسدش قابل شناسایی نبود، با آن شماره، هویّت او را معلوم کنند. تصویر این پلاک، از همان دوران جنگ و به­ویژه در دوران پس از آن، به نماد شهید تبدیل شد.

9- قبر شهداء: استفاده از چهارچوب‌های آلومینیومی تابلو مانند، بر روی قبر شهداء، رسمی است که از ابتدای انقلاب و پس از آن، پا گرفت. درون تابلوی شیشه‌ای این چهارچوب‌ها، عکسی از شهید به یادگار می‌گذارند و گاه، برخی از وسایل شخصی او را نیز درون آن می‌نهند. این چهارچوب‌ها که متمایزکنندة قبرستان‌های معمولی با قبرستان‌های شهداء هستند، مفهومی سمبولیک پیدا کرده‌اند.

10- نام‌ها: نام برخی از شهدای مشهور، جنبة نمادین پیدا کرده است. برای مثال، نام شهید بهشتی، در ادبیات انقلاب اسلامی، نماد مظلومیت است و نام شهید شیرودی، نماد سلحشوری و ... . همچنین برخی شهدا،‌ نماد پای‌بندی یک صنف به­خصوص به آرمان‌های انقلاب هستند؛‌ مانند نسبت میان شهید آوینی و جامعة هنری کشور عزیزمان. (مقام معظم رهبری پس از شهادت شهید سید مرتضی آوینی، او را سید شهیدان اهل قلم نامیدند.)

11- نگریستن بر شهادت عزیزان: در بحبوحة جنگ، نگریستن پدر و مخصوصاً مادر یک شهید، حرکتی نمادین بود؛ که البته رواجی به تمام داشت. این گریه‌نکردن،‌ بیعتی سمبولیک بود با آرمان‌های انقلاب و ابراز عملیِ باور به زنده‌بودن شهید.

12- تبریک و تسلیت: استفادة تؤامان از دو واژة «تبریک و تسلیت»، در پیام‌ها راجع به شهادت شهیدان، معنایی تماماً نمادین داشت. این تبریک، در گسترة پیام‌ها و سخنان امام‌خمینی(ره) معنایی نداشت جز شادباش فوز عظیم و توفیق در آبیاری درخت انقلاب و سعادت ابدی شهید.

13- چفیه: در واقع چفیه نیز از آن دسته نمادهای درخشان دوران جنگ تحمیلی است. چفیه كه نماد جهاد، تلاش، مقاومت و ایستادگی و خستگی­ناپذیری است، همواره بر دوش رزمندگان اسلام بوده است. از آن در موارد متعد­ّد استفاده می­شد. سجادة نماز بود، سفرة صرف غذا می­شد، پاك­كنندة غبار چهرة رزمندگان اسلام بود و ... .

14- شوخ­طبعی­ها: یكی دیگر از نمادهای دفاع مقدس، شوخ­طبعی­های رزمندگان اسلام بود. بی­شك خنده­های پاك و دلنشین رزمندگان و شوخ­طبعی­ها و بذله­گویی­های آنان همواره نمادی از سرزندگی و شادابی و نشاط روحی و معنوی رزمندگان اسلام به­شمار می­رود، كه حقیقتاً نمادی از باور عمیق به راه و هدف انتخاب شده می­باشد. مگر بدون آرامش درونی و اطمینان قلب می­توان در بحبوحة جنگ و بمباران دشمن، با شادی تمام برای تازه­واردها، «جشن پتو» گرفت؟

***

از طرفی می­توان «ارتش و نيروي هوايي» را «نمادي» از ولايتمداري و مردمداري جمهوري اسلامي دانست و نیز «آزادسازي خرمشهر» و «موفّقيّت‌ عمليات بيت‌المقدس» را «نمادي از قدرت رزمندگان اسلام در جنگ تحميلي» به­شمار آورد. در جوامعی مثل جامعة مسلمان ایران، نمادها كه هر كدام ارزش محسوب می­شوند، بسیارند. در جوامع غربی نیز كه از متأسفانه از «توحید» و «خداپرستی» دور نگه داشته شده­اند و به مسائلی همچون «اومانیسم» و «فمنیسم» و ارزش­های به شدّت مادّی­گرایانه روی آورده­اند، نمادها نیز نشان­دهندة راه كج و مقصد جهنمی آنان است.

اگر چه «ارزش­»های اسلامی به دلیل اصالت، پاكی، صداقت و حقیقت درونی خود همواره غالب بر «ارزش»های جعلی غربی بوده، امّا وظیفة مسئولین فرهنگی و عموم مردم در غلبة «نماد»های ملّی و دینی بر «نماد»های دروغین غربی بیش از گذشته حائز اهمیّت است. اگر روزگاری رضا شاه قلدر و آتاتورك ملعون كه خود را به اصطلاح، شبیه غربی­ها كردند و با «نماد بزرگ اسلامی» یعنی «حجاب» به مبارزه پرداختند و اولی شكست را در همان روزهای اول پذیرا بود و روح جهنّمی دومی نیز این روزها طعم تلخ شكست را می­چشد، امّا اینها هیچ­كدام از وظایف مسئولین امر و عموم مردم نمی­كاهد. یادمان باشد كه امام عصر(عج) نماد «عدالت­طلبی» و برپاكنندة «قسط و عدال» در سراسر جهان، از فرهنگ غنی اسلامی ما شیعیان است. باید همواره فرهنگ اصیل اسلامی، شیعی و ایرانی خود را پاس داشته و در راه گسترش آن تلاش نمائیم.

***

منابع و مآخذ:

1-      http://www.ido.ir/

2-      http://republic.parsiblog.com/

3-      http://www.hamseda.ir/index.php

4-      www.myths.ir

5-      http://www.iranpardis.com/faq.php

6-      http://www.askdin.com/

7-      http://www.teacherart.com/

8-      http://kheimehnews.com/

9-      http://forum.persiandown.com/

10-  http://www.fardanews.com/

11-  http://www.alvadossadegh.com/fa/

12-  http://www.porsojoo.com/fa/aboutus

-----------------------------------------

یادآوری: مطلب فوق در شماره اخیر ماهنامه پیام انقلاب (فروردین ۱۳۸۹) چاپ شده است

-----------------------------------------

نوشته شده توسط محمود فلاح پرويزی  | لینک ثابت |