جنگ واقعی اینجاست!
«نمادها و نشانه ها»
كلمة «نماد»، ترجمة لغت symbol از ريشة يوناني sumbolon، بهمعني بههمچسباندن دو قطعة مجزا و مشتق از فعل samball (ميپيوندم) است و حاكي از چيزي است كه به دو قسمت شده باشد. در اصطلاح هنري، «نماد» چيزي است كه چيز ديگر را از طريق قياس يا تداعي نشان دهد؛ مانند رنگ سفيد كه معمولاً نماد «بيگناهي» است. در واقع یکی از ویژگیهای ذهن بشری «قدرت تداعی معانی» است. این امر در زندگی بشر و روابط او از اهمیّت بسیار بالایی برخوردار است. به همین جهت از انواع نمادها در اقسام روابط آنان با خدا، با خود، با دیگری، با طبیعت از زبان نماد استفاده شده است.
در طول تاريخ از نماد كه نوعي علامت واجد هويت بصري است، بهعنوان ابزاري براي ايجاد ارتباط استفاده شده است. نمادها نيز مثل شكل حروف و رنگ، ميتواند واكنشهاي حس خاصي را در ما بر انگيزد. معني نمادها بستگي به كاربرد آنها دارد. مثلاً؛ نقشي مانند صليب شكسته مربوط به دوران پيش از تاريخ به اين معني است: «همه براي يكي»، و نمايانگر قدرت و خلاقيت است. وقتي رايش سوم هيتلر از صليب شكسته به عنوان نماد هويت خود استفاده كرد مفهوم مرتبط به آن نيز تغيير پيدا كرد. نماد كبوتر صلح كه طيّ جنگ ويتنام از سوي فعّالين ضد جنگ زياد استفاده شد، تداعيگر صلح است. نمادها ميتوانند مفاهيم منفي و مثبت داشته باشند. نمادها بسیار متنوعند؛ همانند: علائم راهنمايي و رانندگي، نشانههاي فرودگاه، مترو، راهآهن، ساختمانهاي عمومي و... . اين نمادها بدون استفاده از كلمات و جملات اطلاعات مورد نيازمان را در اختيارمان ميگذارد.
اقسام نمادها:
در یك تقسیمبندی نمادها را به چهار دسته تقسیم كردهاند:
1- نمادهای قراردادی: مثل پرچم. 2- نماد ذاتی: مثل کعبه، ائمه(ع)، لباس روحانیت. 3- نماد متکی به رویداد و اتّفاق: مثل تربت کربلا و چفیه. 4- نماد طبیعی: مثل ستاره، نظم و زیبایی هستی.
میتوان گفت نماد چیزی است مانند یک شی، تصویر، صدا، نوشته که بیانگر یک تفکر و عقیدة خاصی هست، یعنی شکل نماد به تنهایی دارای معنی نیست، و به وسیلة تفکر و عقیدهای که در خود دارد شناخته میشود. مثلاً هر کس از نماد صلیب استفاده کند، یعنی میگوید که افکار و عقاید من مسیحیت است. یا پرچم قرمز رنگ امام حسین(ع) را در نظر بگیرد، این یک نماد است و مفهوم آن این است که امام حسین(ع) ثار الله است. شمع روشن کردن در شام غریبان متفاوت از شمع روشن کردن در شبهای دیگر است، زیرا در بطن هر کدام تفکر خاصی نهفته است.
*****
هنگامي كه بين ايران به فرماندهي سورنا و سزار رومي جنگ پيش آمد، سورنا موفّق شد كه پرچم روميها را به غنيمت بگيرد. آنتونيوس؛ سردار رومي، چندين جنگ و لشگر آرايي عليه ايرانيان انجام داد تا شايد بتواند پرچم از دست رفته را باز پس گيرد. امّا از عهدة اين كار برنيامد و ناگزير شد تا به فرهاد چهارم پيشنهاد صلح بدهد و راهي براي به دست آوردن پرچم روم پيدا كند. نمونة دیگر یك واقعة تاریخی كه نشاندهندة ارزش پرچم حتّی در گذشتههای دور بوده است؛ هنگامي كه در روزگار انوشيروان، سپهسالار ايران به يمن رسيد، براي اينكه ناگزير نشود براي عبور از دروازة شهر، پرچم را خم كند، دستور داد تا دروازه را خراب كنند.
***
استفاده از نمادها و نشانهها از متداولترین راههای گسترش فرهنگها است. بهعنوان مثال اسكناس يك دلاري آمریكا، اگر سمبليكترين پول دنيا نباشد، حداقل يكي از اسكناسهايي است كه بيشترين نمادها و سمبلها در آن بهكار رفته است. در این اسكناس در پشت هرمی، يك بيابان وجود دارد كه اگر به جلوي آن نگاه كنيم، گياهاني در حال رشد ديده ميشوند. بيابان نماد آشوب در اروپا و جنگهاي متوالي است كه آمريكا خود را از آن بيرون كشيده و به آيندهاي درخشان ميانديشد. در این اسكناس دهها نماد و نشانة دیگر نیز یافت میشود.
صلیب: صلیب یا چلیپا یكی از مقدسترین نمادهای مسیحیت است. به شكل دو خط متقاطع و معمولاً عمود بر هم و نیز وسیلهای كمابیش به همین شكل كه سابقاً برای شكنجه و اعدام مجرمین به كار میرفت. صلیب در كشورهای مسیحی زینتبخش كلیسا و دیرهاست و كشیشان در تعلیمات خود هنگام نیایش آن را سرچشمة لایزال و نیروی سعادتبخش این جهان میدانند. به ادعای ارباب كلیساها، صلیب از روزگاران كهن و برای نخستین بار با قربانی شدن مسیح به خاطر بخشوده شدن گناهان مردم مظهر مسیحیت شده است.
صلیب شکسته: صلیب شکسته پیشینهای گسترده دارد. این صلیب سالها پیش مورد استفاده قرار میگرفت. واژة «swastika» (یا صلیب شکسته) که از زبان سانسکریت گرفته شده، بهمعنای «نیک بختی» یا «سعادت» است. تا به امروز، نمادی مقدس در هندوئیسم، بودیسم، جینیسم و اودینیسم به شمار رفته و معمولاً در خانهها و معابد در هندوستان و اندونزی قابل مشاهده است.
در اوائل قرن بیستم، استفاده از صلیب شکسته بهطور گستردهای در اروپا رواج یافت. این نماد مفاهیم متعدّدی داشت که متداولترین آن، خوش اقبالی و بخت یاری بود. صلیب شکسته را نمادی از «هویت آریایی» و افتخار ملّی آلمان دانستهاند. فرضیة تبار آریایی مردم آلمان، احتمالاً یکی از دلایل عمدهای است که حزب نازی در سال 1920 صلیب شکسته (یا صلیب قلاب شکل در زبان آلمانی) را رسماً بهعنوان نماد خود برگزید. صلیب شکسته به معروفترین نماد تصویری تبلیغات نازیها تبدیل شد که هم بر پرچمی که هیتلر در کتاب «نبرد من» به آن اشاره میکند و هم بر پوسترهای انتخاباتی، بازوبندها، مدالها، نشانهای سازمانهای نظامی و سایر تشکیلات قرار گرفت. صلیب شکسته بهعنوان نمادی تأثیرگذار هم برانگیزندة غرور و افتخار میان آریاییها بهشمار میرفت و هم عامل ترس و وحشت در یهودیان و دیگر دشمنان آلمان نازی بود.
ستارة داوود: ستاره داوود، مهر سلیمان، نگین سلیمان یا خاتم سلیمان شکلی مرکب از دو مثلث متساویالاضلاع یکی رو به بالا و دیگری رو به پایین که روی هم قرار گرفته، تشکیل شدهاست. این نشان در ادیان و عقاید مختلف، به خصوص یهودیت امروزی کاربرد دارد. ستارة داوود (ترجمه واژه به واژه در عبری: سپر داوود) نشان یهودیت، به خصوص در بین یهودیان اشکنازی است. این علامت بر روی پرچم کنونی اسرائیل غاصب نیز مشاهده میشود. امروزه در برخی عقاید و گروههای سِرّی مانند اشراقیون و فراماسونها از این نشان استفاده میشود.
هلال ماه و ستاره: این نماد در سطح جهان معمولاً بهعنوان نماد «اسلام» شناخته میشود و حتّی تعدادی از کشورهای اسلامی، آن را بخشی از پرچم ملّی خود اعلام کردهاند (از جمله ترکیه و پاکستان). این نماد از دو بخش تشکیل شده است. یک هلال ماه و یک ستاره پنجگوشه. در دوران گسترش اسلام، نماد هلال ماه، بهعنوان علامت شهر کنستانتیپول، مرکز امپراتوری روم شرقی استفاده میشد. وقتی که مسلمانان در 1453 این شهر را فتح کردند، علامت آن را نیز برای خود برگزیدند و تنها آن را چرخاندند تا نمایاننده یک ماه رو به افول (در نیمکرة شمالی) باشد. بعدها این علامت بهعنوان نماد عثمانیها پذیرفته شد و از آنجایی که در آن دوران سلسلة عثمانی سردمدار سیاسی اسلام بود، در جهان این نماد به عنوان نماد اسلام شناخته شد. در اوائل قرن 19، یک ستاره در کنار این ماه قرار گرفت و بعد از چندی به یک ستاره دقیقاً پنچ گوش تغییر کرد. از ابتدای قرن بیستم، کشورهای اسلامی دیگری نیز این نماد را در پرچم خود قرار دادند. گفته میشود ستارة پنجگوشه در این نماد، به تعبیر عده ای نشان دهنده پنج رکن دین اسلام است: 1- شهادت به اینکه خدایی جز الله نیست و محمد(ص) رسول او است؛ 2- نماز؛ 3- زکات؛ 4- روزه؛ 5- حج. امّا واقعیت این است كه این نماد، ریشه در باورهای اسلامی ندارد. به همین دلیل بسیاری از مسلمانان آن را بهعنوان نماد دین خود قبول ندارند و حتّی عدهای آن را علامتی کفرآمیز میدانند. امروزه در مواردی (از جمله پرچم ترکیه) فاصلة ستاره با ماه بیشتر شده تا ظاهر نماد با قوانین ستارهشناسی مطابقت داشته باشد.
تائیس تندیس تمدن سوزی (مجسمه آزادی): مجسمة آزادی یا تندیس آزادی (Statute Of Liberty) که نام رسمی آن Liberty Enlightening The World (آزادی روشنگر جهان) است، در سال 1886 میلادی توسط فرانسه به ایالات متحده آمریکا هدیه داده شد. این مجسمه با دست راست خود مشعلی فروزان را بالای سر خود نگه داشته و در دست چپ یک لوح سنگی را که بر روی آن با شمارههای رومی نوشته شده JULY IV MDCCLXXVI که نشانگر 4 ژوئیه 1776 میلادی تاریخ استقلال آمریکا است. مجسمة آزادی فقط یک تندیس ساده نبود، بلکه نماد اسرارآمیزی از یک جریان مخفی و مخوف بود که سالها بعد نبض حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی جهان را به دست گرفت. طراح اصلی این مجسمه «فردریک آگوسته بارتلدی» مجسمهساز ماسون فرانسوی بود. در ابتدا سازندگان فرانسوی آن اعلام نمودند که این مجسمه نماد «تائیس» معشوقه اسکندر است. امّا نکتة ظریفی که در این میان نادیده ماند، چیز دیگری بود که بعدها نشریه ماسون ترک آن را فاش ساخت، و آن شباهت بسیار زیاد چهرة این مجسمه با «ایسیس» اسطورة مصر باستان و الهه مورد تقدیس ماسونها بود. پس از انتقال این مجسمه به نیویورک آمریکاییها با هزینهای نزدیک به 200 هزار دلار پایهای 46 متری از جنس گرانیت برای آن ساختند تا مجسمه را بر روی آن قرار دهند. در نهایت آن پایة گرانیتی یک کپی محض از معبد سلیمان از آب در آمد، معبدی که ماسونها برای رسیدن به نظم نوین جهانی و تشکیل حکومت ماسونی- یهودی خویش بالاخره باید آن را بر بقایای مسجد الاقصی بنا کنند. با این تفاسیر جای تعجب هم نخواهد داشت اگر ارتفاع این ساختمان 46 متر یعنی مجموع 33+ 13 (دوعدد مورد علاقه فراماسونها) باشد و خود تندیس نیز دارای 168 پله به علاوه 1 نیم پله (مجموعاً 169) باشد، که بازدیدکنندگان را تا بالای برج راهنمایی کند. بارتلدی بر روی تاج این مجسمه، هفت شعاع نور قرار داد تا بیش از پیش نمادهای ماسونی این تندیس ننگ و نیرنگ را آشکار سازد. عدد هفت در کنار سمبلهای گوناگون نور، از دیر باز ستودة مصریان باستان و یهودیان و کابالیستهای مصر زده بود. همانگونه که آن را در شمعدان هفت شاخه یهود «MENORAH»، خورشید هفت شاخة مصریان و یا هفت ستارة منقوش در آسمان معبد سلیمان دیدهاید.
***
نمادهای جنگ تحمیلی و دفاع مقدس:
به هر روی تمام این موارد از آن جهت گفته شد، تا بدانیم كه نمادها و نشانهها به همراه خود رمز و رازهای بسیاری دارند. بنابراین بیجهت نیست كه در جنگهای فرهنگی معمولاً نمادها و نشانهها ابتدا در لباسها، كیف، كفش، خودكار، فیلم، كتاب، مجله، ساختمان، مجسمه و نقاشی و ... خودنمایی میكند. بسیاری از كارشناسان علوم اجتماعی معتقدند كه نمادها و نشانهها به عنوان بیرونیترین لایة فرهنگ در نهایت سازندة افكار و ایدهها و ارزشهای یك ملًت خواهد بود. بنابراین در كاربرد و استفاده از «نمادها»، بهویژه نمادهای متعلّق به سایر ملل باید دقّت نظر خاصی اعمال شود.
اگر چه «دفاع مقدس»، يكي از نمادهاي انقلاب اسلامي است، امّا جنگ تحمیلی خود نیز، سرشار از «نمادهای پاك و ماندگار» ملّت غیور ایران اسلامی گشت.
این نمادها همواره در جبهة حقّ خودنمایی كرد، البته در جبهة كفر صدامیان هم نمادهایی وجود داشت. نمادهایی كه نشاندهندة خوی وحشیگری رژیم بعث عراق بهشمار میرود. به عنوان مثال نماد «سرباز جنگجو»، كه آخرین نماد رژیم صدام در طول جنگ تحمیلی با كشورمان، بود كه البته امروزه سرنگون شده است.
مجسمة این سرباز، كه در میدان جنگجویان بغداد و به سوی ایران نصب شده بود، مهمترین نماد جنگ رژیم بعث به شمار میرفت.
از ديگر نمادهاي ايرانستيزي عصر صدام که متأسفانه ظاهراً هنوز نیز پابر جاست، شمشيرهاي قادسيه است. شمشيرهاي قادسيه، نام بنايي است در مرکز شهر بغداد که به دستور صدام حسين تکريتي براي نشان دادن پيروزي بر ايران ساخته شد.
این «نماد»، شامل دو دست است که از خاک بيرون آمده و شکل و فرم هر دست را طراح آن از روي دستان صدام طراحي کرده که هر دست، شمشيري به شکل کمان در دست دارد که در نوک به شمشير ديگر وصل ميشود. اين بنا پس از طراحي توسط دو پيمانکار انگليسي و آلماني ساخته شد. به اين ترتيب، پس از ساخت این نماد، به دستور صدام، کلاهخود پنج هزار ايراني كشته شده در جنگ تحميلي، پيرامون آن قرار دادند که در هر يک از آنها نيز با شليک يک گلوله، سوراخي در آن ايجاد کردند. برخي از کلاهخودهاي ايرانيان را نيز با سيمان به جادة زير شمشيرها چسباندند تا به هنگام رژة سربازان عرب، همواره لگدمال شود. هماکنون اين بنا در منطقه حفاظت شده بغداد (منطقه سبز) است. امروزه مسئولین فرهنگی كشورمان وظیفه دارند، تا با دیپلماسی قوی خود این «نماد» وحشیگری رژیم بعث عراق را كه لكّة ننگی است در آن سامان، برای همیشه پاك و از بین ببرند.
امّا در دیگر سوی جنگ هشت سالة ایران و عراق چطور؟ باید اذعان داشت كه «نماد»های دفاع مقدس در كشورمان، از آن جهت كه از همان ابتدا پیوندی عمیق با لایههای درونی فرهنگ اسلامی و ایرانی داشته، بسیار زودتر از آنكه فكرش را هم كنیم، در فرهنگ اسلامی- ایرانی این ملّت جا گرفته و حقیقتاً برای همیشه ماندگار شده است. برخی از نمادهای متعلّق به دوران دفاع مقدس كه تاریخ اسطوره شدن آنها در فواصل سالهای جنگ تحمیلی است، به این شرح میباشد:
1- شهادت: به جرأت میتوان گفت از بزرگترین نمادهای جنگ تحمیلی «شهید» و «شهادت» است.
2- گل: مضمون رویش یا پیدایش گیاه از بركت خون یا پیكر خدا - قهرمانی كه ناجوانمردانه كشته شده است. این نماد، در اسطورههای بسیاری از اقوام وجود دارد. (از خون جوانان وطن لاله دمیده / از ماتمِ سروِ قدشان، سرو خمیده).
3- شهید فهمیده: واقعة شهادت حسین فهمیده در ابتدای جنگ تحمیلی، یکی از زیباترین نمادهای شهید و شهادت را به فرهنگ کشورمان هدیه کرد. محمّدحسین فهمیده، یک الگوی بیمثال در اخلاق و رفتار و شجاعت و کیاست بود. وی هنگامی که با یارانش در حلقة محاصرة تانکهای دشمن گرفتار شده بودند، تعدادی نارنجک به کمرمیبندد و خود را به زیر تانک پرتاب میکند. متعاقب پخش خبر این واقعه توسط رادیو، امام خمینی(ره) در پیامی، چنین میگوید: «رهبر ما آن طفل دوازده سالهای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید». اینگونه، نام و یاد شهید حسین فهمیده، به سرعت در سراسر کشور ایران، مطرح شد و چندی نگذشت که نام او، فارغ از چگونگیهای تاریخی و شخصی، به نماد و مظهر نوجوانان بسیجیان شهادتطلب تبدیل شد. بسیاری از مدارس و کتابخانهها و مراکز بسیج و ستادهای مقاومت و خیابانهای زیادی به نام او مزیّن شدند و عکس یا تصویر او، در همهجا، نصب گردید. عاقبت، در سال 1375، مجلس شورای اسلامی، طیّ یک مصوبة رسمی، هشتم آبان ماه هر سال را روز تجلیل از شهید فهمیده و روز بسیج دانشآموزی نامید.
4- پنجة خونین: از همان ابتدای انقلاب بهمن 57 ، وقتی در درگیریهای خیابانی، کسی مورد اصابت گلوله قرار میگرفت، مردم پنجه در خون بر زمینریختة او مینهادند و سپس آن را به در و دیوار میزدند تا نقشی از واقعة شهادت را به یادگار بگذارند. به این ترتیب، نقش پنجة خونین به نماد بصری جدیدی تبدیل شد که مشاهدة آن در هر جایی برای یادکرد شهید و شهادت، کافی است. پنجة خونین در عین حال، حامل برجستة مفهوم مظلومیت شهید نیز هست، از آن رو که با تندیس پنجه، بر فراز گنبد حضرت عباس(ع) و پرچم عاشورا، تطبیق میکند. در واقع، این نماد، به گونهای اختصاصی، بیانگر کسی است که بیسلاح یا بدون دستیازیدن به نبرد رویاروی، شهید میشود.
5- حجله: از دیرباز، برای مردان جوانی که زودهنگام و پیش از ازدواج، از دنیا میرفتند، حجلهای سمبولیک میآراستند و بر سر کوی و برزنی که او در آن سکونت داشت، مینهادند. این حجلة سمبولیک، به نحوی، ناکامی جوان از دست رفته را یادآور میشد؛ یا حتّی میتوان گفت که آن ناکامی را جبران میکرد. در سالهای جنگ، «حجله» تا حدودی و به صورت موقّت به یک نماد شهادت تبدیل شده بود؛ چه در آن دوران، اکثریت قریب به اتّفاق جوانانی که ناکام از دنیا میرفتند، شهدای جبههها بودند. (بیش از نیمی از شهدای جنگ تحمیلی مجرد بودهاند.)
6- سرو: درخت سرو، نماد خدای گیاهی است. در نتیجه، تعجّبی هم ندارد که این درخت، به عنوان نماد شهادت، کاربردی وسیع و ماندگار پیدا کرده است.
7- کبوتر: کبوتر، نماد پاکی، صفا و سادگی است و در حال پرواز، نماد جان یا روح در حال عروج است. هم در دورة انقلاب و هم در هنگامة جنگ، از نماد کبوتر قرمز رنگ، یا کبوتری که قطرات خون از پیکر آن میچکد، برای تصویرکردن نمادین عروج روح شهداء استفاده میکردند.
8- پلاک: در دوران جنگ تحمیلی، به هر سربازی، یک پلاک فلزی حاوی یک شماره میدادند تا بر گردن بیاویزد، تا اگر جسدش قابل شناسایی نبود، با آن شماره، هویّت او را معلوم کنند. تصویر این پلاک، از همان دوران جنگ و بهویژه در دوران پس از آن، به نماد شهید تبدیل شد.
9- قبر شهداء: استفاده از چهارچوبهای آلومینیومی تابلو مانند، بر روی قبر شهداء، رسمی است که از ابتدای انقلاب و پس از آن، پا گرفت. درون تابلوی شیشهای این چهارچوبها، عکسی از شهید به یادگار میگذارند و گاه، برخی از وسایل شخصی او را نیز درون آن مینهند. این چهارچوبها که متمایزکنندة قبرستانهای معمولی با قبرستانهای شهداء هستند، مفهومی سمبولیک پیدا کردهاند.
10- نامها: نام برخی از شهدای مشهور، جنبة نمادین پیدا کرده است. برای مثال، نام شهید بهشتی، در ادبیات انقلاب اسلامی، نماد مظلومیت است و نام شهید شیرودی، نماد سلحشوری و ... . همچنین برخی شهدا، نماد پایبندی یک صنف بهخصوص به آرمانهای انقلاب هستند؛ مانند نسبت میان شهید آوینی و جامعة هنری کشور عزیزمان. (مقام معظم رهبری پس از شهادت شهید سید مرتضی آوینی، او را سید شهیدان اهل قلم نامیدند.)
11- نگریستن بر شهادت عزیزان: در بحبوحة جنگ، نگریستن پدر و مخصوصاً مادر یک شهید، حرکتی نمادین بود؛ که البته رواجی به تمام داشت. این گریهنکردن، بیعتی سمبولیک بود با آرمانهای انقلاب و ابراز عملیِ باور به زندهبودن شهید.
12- تبریک و تسلیت: استفادة تؤامان از دو واژة «تبریک و تسلیت»، در پیامها راجع به شهادت شهیدان، معنایی تماماً نمادین داشت. این تبریک، در گسترة پیامها و سخنان امامخمینی(ره) معنایی نداشت جز شادباش فوز عظیم و توفیق در آبیاری درخت انقلاب و سعادت ابدی شهید.
13- چفیه: در واقع چفیه نیز از آن دسته نمادهای درخشان دوران جنگ تحمیلی است. چفیه كه نماد جهاد، تلاش، مقاومت و ایستادگی و خستگیناپذیری است، همواره بر دوش رزمندگان اسلام بوده است. از آن در موارد متعدّد استفاده میشد. سجادة نماز بود، سفرة صرف غذا میشد، پاككنندة غبار چهرة رزمندگان اسلام بود و ... .
14- شوخطبعیها: یكی دیگر از نمادهای دفاع مقدس، شوخطبعیهای رزمندگان اسلام بود. بیشك خندههای پاك و دلنشین رزمندگان و شوخطبعیها و بذلهگوییهای آنان همواره نمادی از سرزندگی و شادابی و نشاط روحی و معنوی رزمندگان اسلام بهشمار میرود، كه حقیقتاً نمادی از باور عمیق به راه و هدف انتخاب شده میباشد. مگر بدون آرامش درونی و اطمینان قلب میتوان در بحبوحة جنگ و بمباران دشمن، با شادی تمام برای تازهواردها، «جشن پتو» گرفت؟
***
از طرفی میتوان «ارتش و نيروي هوايي» را «نمادي» از ولايتمداري و مردمداري جمهوري اسلامي دانست و نیز «آزادسازي خرمشهر» و «موفّقيّت عمليات بيتالمقدس» را «نمادي از قدرت رزمندگان اسلام در جنگ تحميلي» بهشمار آورد. در جوامعی مثل جامعة مسلمان ایران، نمادها كه هر كدام ارزش محسوب میشوند، بسیارند. در جوامع غربی نیز كه از متأسفانه از «توحید» و «خداپرستی» دور نگه داشته شدهاند و به مسائلی همچون «اومانیسم» و «فمنیسم» و ارزشهای به شدّت مادّیگرایانه روی آوردهاند، نمادها نیز نشاندهندة راه كج و مقصد جهنمی آنان است.
اگر چه «ارزش»های اسلامی به دلیل اصالت، پاكی، صداقت و حقیقت درونی خود همواره غالب بر «ارزش»های جعلی غربی بوده، امّا وظیفة مسئولین فرهنگی و عموم مردم در غلبة «نماد»های ملّی و دینی بر «نماد»های دروغین غربی بیش از گذشته حائز اهمیّت است. اگر روزگاری رضا شاه قلدر و آتاتورك ملعون كه خود را به اصطلاح، شبیه غربیها كردند و با «نماد بزرگ اسلامی» یعنی «حجاب» به مبارزه پرداختند و اولی شكست را در همان روزهای اول پذیرا بود و روح جهنّمی دومی نیز این روزها طعم تلخ شكست را میچشد، امّا اینها هیچكدام از وظایف مسئولین امر و عموم مردم نمیكاهد. یادمان باشد كه امام عصر(عج) نماد «عدالتطلبی» و برپاكنندة «قسط و عدال» در سراسر جهان، از فرهنگ غنی اسلامی ما شیعیان است. باید همواره فرهنگ اصیل اسلامی، شیعی و ایرانی خود را پاس داشته و در راه گسترش آن تلاش نمائیم.
***
منابع و مآخذ:
1- http://www.ido.ir/
2- http://republic.parsiblog.com/
3- http://www.hamseda.ir/index.php
4- www.myths.ir
5- http://www.iranpardis.com/faq.php
9- http://forum.persiandown.com/
11- http://www.alvadossadegh.com/fa/
12- http://www.porsojoo.com/fa/aboutus
-----------------------------------------
یادآوری: مطلب فوق در شماره اخیر ماهنامه پیام انقلاب (فروردین ۱۳۸۹) چاپ شده است
-----------------------------------------

